بازی ,برام ,بازی کنیم
1. برام عجیبن آدم هایی که بازی رو دوست ندارن و با بازی کردن مشکل دارن ، حس ام بهشون اینه که بلد نیستن چه چیزایی واسه بازی هست و چه چیزایی نه ما تو بچگی مون به اندازه کافی اسباب بازی داشتیم و سیر دل بازی کردیم  که الان نخوایم با دل و جون و آبرو کسی بازی کنیم با اعصاب کسی بازی کنیم ، برام  خیلی عجیبه یه زن میتونه از PS بازی کردن شوهرش عصبانی بشه و ناراحت و دعوا راه بندازه ولی هم پای قلیون کشیدن شوهرشه و کاملا راضیه و با افتخار از این حرکت اش تعریف میکنه ؟؟؟ برام عجیبه یه مادر از بورد گیم و بازی های کارتی دخترش کلافه است و همیشه غر داره ولی از ساعتها فیلم ترکیه ای مزخرف دیدن این بچه هیچ حسی نداره ؟؟؟؟ 

2. میدونین همیشه کسایی رو از دست میدی که حتی یه گوشه از رویاهات هم تصور نمیکردی یه روز نباشن ، بچه تر که بودم فکر میکردم مردن نوبتیه فکر میکردم  همیشه اونایی میمیرن که پیرن به همین خاطر هر سال ، سال تحویل رو خونه مادر بزرگم بودم میترسیدم سال بعد نباشن اگه میدونستم پدرم  رو زودتر از همه از دست میدم هیچ وقت سال تحویل رو جایی نمیرفتم ...


 تماشا نکن حالِ من خوب نیست

مثِ پرده توو باد چین میخورم

هوایی نبودی بفهمی منو

دارم مثلِ بارون زمین میخورم

منبع اصلی مطلب : خانه عنکبوتی من
برچسب ها : بازی ,برام ,بازی کنیم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

درسایت : غرنوشت