خیلی ,عجیبه ,میرم ,خیلی عجیبه ,تنهایی میرم
اصلا عادت ندارم موقع عکاسی کسی رو دنبال خودم راه بندازم  همیشه تنهایی میرم عکاسی ، دوست ندارم وقتی میخوام برم  آزمایشگاه یا دکتر کسی کنارم باشه تنها میرم ، خیلی وقتا حتی واسه خرید لباس هم تنهایی میرم  برام اصلا عجبیب نیست ولی واسه بقیه خیلی عجیبه . میدونین  تو اداره یه جورایی خیلی اقلیت حساب میشم بیشتر از اینکه از لباس خریدن و آرایش و این جور چیزا سر در بیارم  چشممم دنبال دوربین و کتاب و شعر و.... هست و  وقتی با ذوق در مورد اینا حرف میزنم ( ذوق کردنی که چشمام  قشنگ برق میزنه ) یه جوری نگاهم میکنن که انگار  یه دیونه رو از نزدیک دیدن و براشون خیلی عجیبه . برای همه من عجیبم استقلالم عجیبه و برای من کسایی عجیبن که همه کارهاشون وابسته به بقیه است . زمان با از دست دادن هاش بهت این درس رو میده که وابسته نباشی . 

شعر نوشت :  
بیهوده خیره ای به افق های دور دست !
یادت نرفته است که پروانه ایم ما؟!

حسین دهلوی
منبع اصلی مطلب : خانه عنکبوتی من
برچسب ها : خیلی ,عجیبه ,میرم ,خیلی عجیبه ,تنهایی میرم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

درسایت : عجیب نیست ، هست؟؟؟؟؟؟؟؟